در روزهایی که شرایط به گونه ای رقم خورده که بنا بر مصلحت فضای مجازی رو ندارم و اغتشاشات اخیر زخم بر پیکره ی کشورم زده فرصت فراهم شد تا بیشتر به سایت نبض طبس بپردازم .
امکان گذاشتن خبر در تلگرام و اینستاگرام و البته سایر پلتفرم ها نیست …
و اما
روز گذشته ۲۲ دی ماه من و همکاران خبرنگارم شاهد نمایی دیگر از حضور مردم بودیم …
حضوری که نه برای جشن بهمن بود و نه برای همدردی با مردم قدس در جمعه ی آخر ماه رمضان …
حضوری که در همدردی بامردمان شهید پرور کشورم بود ؛ ستونهایی که این روزها در برخی شهرهای کشور زخم برداشت و خانواده های را داغ دار کرد ؛ توسط همان کسانی که نگاه داعشی دارند و دستور کارشان ترور است ..
همانهایی که مطالبه ی به حق مردم سوء استفاده کردند و جریحه دار کردند همه جا را.
و باز هم مثل همیشه زمین گیر شدند ؛ گویا فکر و خیال خامشان تمام شدنی نیست … و چقدر ساده اند اینها
کشتن و ترور و سر بریدن به سبک داعش کارشان است …
چطور آدم اینقدر میتواند رذل باشد که سر از تن جدا کند و پیکر انسان بسوزاند ..
۲۲ دی من با چشمان خودم دیدم شور حضوری رو که از میدان انقلاب شروع شد و تا میدان امام خمینی ره به اوج خود رسید
مغازه داری را دیدم که گفت کسبم فدای کشورم ؛من گلایه دارم اما اغتشاش و آشوب را برنمیتابم آمدم تا نشان دهم در کدام جبهه هستم.
دانش آموزی را دیدم که میگفت نیم ساعت دیگر امتحان دارم ؛ دیدم هنوز وقت دارم و اومدم تا دیگر نگویند دهه هشتادی ها نیامدند و اشاره میکرد به سایر دوستان هم سن و سالش که آنها هم آمده بودند …
از حضور پیرمرد ها و پیرزن های پخته یا روزگار هم که نگویم …
پدری که فرزند خردسالش رو داخل کالسکه گذاشته بود و به این جمع اضافه شد هم نمیشود حرف نزد که میگفت آمده ام تا چشمان فرزندم ببیند این روزها را که بعدها در ذهنش مرور شود و بداند پدرش در کدام جبهه بود ..
جمعیتی که در ۲۲ دی آمدند را من هرسال در ۲۲ بهمن با همین ترکیب و شوق میدیدم و امسال به دلیلی دیگر و بهانه ای تازه …
این راهپیمایی که در همه جای کشور بود جمع کرد بساط آشوب را ..
اگرچه امیدوارم دولت مردان بدانند و ببینند این مردمان قدر شناس را ..
امیدوارم به مشکلاتشان توجه کنند که خدا میداند باید موضوع معیشتی و اقتصادی این روزها باید اولویت همین دولتی ها باشد
امیدوارم



